خرید بک لینک
امشب تصمیم گرفتم با ماریا از برزیل به سوئیس بیایم در کاپه کاپانا یک گیلاس شراب ارزان برای خودم و یک نوشیدنی سرد گرانقیمت برای ماریا سفارش دهم که رو برویم نشسته است و به آرامی سیگارم را روشن میکند و طبق عادت همیشه خیره شوم از کنار موهایش به نقاشی های در هم ریخته خان میرو و بگویم که نه دیگر سادیسم مه

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

امروز این عکس رو گرفتم و حس خوبی هم داشت وقتی بچه های مدرسه
راهی خونه شدن، البته باید بگم مدارس امروز بدلیل برف تعطیل ببود
و منم اشتباهی رفتم چون خبر از تعطیلی نداشتمو وقتی بهم خبر رسید که دیر بود..
استفاده از این عکس ها بدون ذکر نام من کار خوبی نیست ،
چون من اسمم رو نمیتونم درج کنم پس شما هم کپی نکنید..


برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

امروز متوجه شدم یکی از موهای سرم دقیقا از اون موهایی که به چشم میان کنار گوشم سفید شده ، دلیلش رو می دونم که چرا سفید شده و درکش میکنم . دیشب نازنین من رو از اینستاگرامش حذف کرد و منم خیلی خوشحال شدم راستش خودم قبلا اینکارو کرده بودم ولی به اصرار خودش مجبور شدم دوباره فالوش کنم ، آخه دلایل خودم رو د

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

راستش مدتیه تو فکر اینم که ای کاش کسی بود که میتونستم دوستش داشته باشم و دوستم داشته باشه ، همین!

خیلی خسته ام


(εїз) ۱۳۹۵/۱۲/۱۳ (εїз) 22:42 (εїз) طاها

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

روزی جایی دقیقه ای خودت را باز خواهی یافت و آن وقت یا لبخند خواهی زد یا اشک خواهی ریخت پابلو نرودا

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

هر سال

حاجیان مکه

تو را طواف می کنندو

مرا سنگ میزنند ...

طاها


مادرم برایم جوراب عطری خریده بود، خواستم بگم چقد بوی تو را می دهد لبم را گزیدم

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

اولین باری که سیگار کشیدم حدود 12 سالم بود ، خوب یادمه اونروزها رو که می رفتیم با چند تا از دوستام کنار رودخونه و صاقه یه نوع خاصی از گیاه ها رو می بریدیم و آتیش میزدیم و پک میزدیم و به خیال خودمون داشتیم سیگار برگ می کشیدیم در حالی که داشت از طعم ، بو و خیسی صاقه حالمون بهم می خورد، می خندیدیم و ا

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

گاهی مثل همین حالا بغضم می شکنه و بهت پیام میدم ، اما جوابی نمیدی

بهم بگو ، بگو بی تو چه کنم ؟ دشت بابونه ، نادیای مهربون و عزیز تر از جانم

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:29

صفحه بندی